راوی حساب
راوینکس
مقالات

مالیات ابرازی و تشخیصی

مالیات ابرازی و تشخیصی دو مفهوم مهم در زمینه مالیات هستند به همین جهت در زیر توضیحی در مقام آموزش مالیات در مورد تفاوت‌های این دو مفهوم آورده شده است: مالیات ابرازی مالیات ابرازی به معنای تعیین نرخ و مقدار مالیات بر اساس اطلاعاتی است که اشخاص (حقیقی یا حقوقی) به حوزه مالیاتی تسلیم می کنند. در این روش، اشخاص باید اطلاعاتی مانند ترازنامه و سود و زیان را از طریق تسلیم اظهارنامه به سازمان مالیاتی ارائه دهند. در صورت ارائه اطلاعات نادرست یا نقص در اطلاعات، ممکن است جرائمی برای مودی در نظر گرفته شود. در نظر داشته باشید که تسلیم اظهارنامه باید براساس قوانین مربوط به منبع مورد نظر تسلیم شود مثلا در مورد اظهارنامه اجاره املاک باید براساس احکام ماده ۸۰ اقدامات لازم انجام شود یا در مورد اظهارنامه اشخاص حقوقی باید براساس ماده ۱۱۰ اظهارنامه مالیاتی خود را تسلیم کنند. مالیات تشخیصی مالیات تشخیصی به معنای تعیین نرخ و مقدار مالیات بر اساس تشخیص حوزه مالیاتی برای اشخاصی است که مستندات کافی را ارائه نمی دهند یا دارای دفاتر ناقص یا نانویس هستند یا هزینه هایی مغایر ما مفاد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون مالیات شناسایی کرده اند و یا درآمدهای کتمان شده ای، حوزه مالیاتی برای آنها در نظر گرفته است. در این روش، حوزه مالیاتی با توجه به اطلاعات موجود در سامانه و اطلاعیه های ۱۶۹، مالیات مودی را شناسایی و برگ تشخیص را صادر می کند. بعد از صادر شدن برگ تشخیص در این مرحله مودی به ۳ روش می تواند اقدام کند: مالیات تشخیصی را تمکین کند (قبول و پرداخت کند) برای توافق با رئیس درخواست جلسه ماده ۲۳۸ را دهد و شانس خود را برای تعدیل مالیات محک بزند. مراجعه به هیات های حل اختلاف مالیاتی و ورود به فرایند دادرسی مالیاتی شرح گام‌به‌گام هر سه مسیر (تمکین، ماده ۲۳۸ و هیأت حل اختلاف) و نحوه نوشتن اعتراض را در راهنمای گام‌به‌گام اعتراض به مالیات بخوانید. بنابراین، تفاوت اصلی بین این دو مفهوم در این است که در مالیات ابرازی، اشخاص باید اطلاعات کامل و دقیق از وضعیت مالی خود را ارائه دهند و مالیات بر اساس این اطلاعات محاسبه می‌شود، در حالی که در مالیات تشخیصی، حوزه مالیاتی با توجه به تشخیص و اطلاعات موجود در سامانه، مالیات را تعیین می‌کند. شما می توانید برای آموزش عمیق تر مالیات به فیلم مالیات در صفحه مربوطه نیز مراجعه کنید. همچنین در صورت داشتن اعتراض به مالیات می توانید از خدمات مشاوره مالیاتی سایت راوی حساب استفاده کنید.

دسته‌بندی:آموزه های مالیاتی
انتشار:۱۴۰۲/۰۵/۲۶
بروزرسانی:۱۴۰۵/۰۶/۲۲
راوینکس

خلاصه و تحلیل هوشمند این مقاله با راوینکس

خلاصه‌ی کاربردی، توضیح ساده و نکات کلیدی این مقاله را از راوینکس بخواه.

برای استفاده وارد شو؛ با اعتبار رایگان روزانه می‌توانی امتحان کنی.

ماشین‌حساب آنلاین

مرتبط با موضوع این مقاله؛ محاسبه کنید.

مالیات ابرازی و تشخیصی دو مفهوم مهم در زمینه مالیات هستند به همین جهت در زیر توضیحی در مقام آموزش مالیات در مورد تفاوت‌های این دو مفهوم آورده شده است:

مالیات ابرازی و تشخیصی

مالیات ابرازی

مالیات ابرازی به معنای تعیین نرخ و مقدار مالیات بر اساس اطلاعاتی است که اشخاص (حقیقی یا حقوقی) به حوزه مالیاتی تسلیم می کنند. در این روش، اشخاص باید اطلاعاتی مانند ترازنامه و سود و زیان را از طریق تسلیم اظهارنامه به سازمان مالیاتی ارائه دهند. در صورت ارائه اطلاعات نادرست یا نقص در اطلاعات، ممکن است جرائمی برای مودی در نظر گرفته شود. در نظر داشته باشید که تسلیم اظهارنامه باید براساس قوانین مربوط به منبع مورد نظر تسلیم شود مثلا در مورد اظهارنامه اجاره املاک باید براساس احکام ماده ۸۰ اقدامات لازم انجام شود یا در مورد اظهارنامه اشخاص حقوقی باید براساس ماده ۱۱۰ اظهارنامه مالیاتی خود را تسلیم کنند.

مالیات تشخیصی

مالیات تشخیصی به معنای تعیین نرخ و مقدار مالیات بر اساس تشخیص حوزه مالیاتی برای اشخاصی است که مستندات کافی را ارائه نمی دهند یا دارای دفاتر ناقص یا نانویس هستند یا هزینه هایی مغایر ما مفاد ۱۴۸ و ۱۴۹ قانون مالیات شناسایی کرده اند و یا درآمدهای کتمان شده ای، حوزه مالیاتی برای آنها در نظر گرفته است. در این روش، حوزه مالیاتی با توجه به اطلاعات موجود در سامانه و اطلاعیه های ۱۶۹، مالیات مودی را شناسایی و برگ تشخیص را صادر می کند. بعد از صادر شدن برگ تشخیص در این مرحله مودی به ۳ روش می تواند اقدام کند:

  1. مالیات تشخیصی را تمکین کند (قبول و پرداخت کند)
  2. برای توافق با رئیس درخواست جلسه ماده ۲۳۸ را دهد و شانس خود را برای تعدیل مالیات محک بزند.
  3. مراجعه به هیات های حل اختلاف مالیاتی و ورود به فرایند دادرسی مالیاتی

شرح گام‌به‌گام هر سه مسیر (تمکین، ماده ۲۳۸ و هیأت حل اختلاف) و نحوه نوشتن اعتراض را در راهنمای گام‌به‌گام اعتراض به مالیات بخوانید.

بنابراین، تفاوت اصلی بین این دو مفهوم در این است که در مالیات ابرازی، اشخاص باید اطلاعات کامل و دقیق از وضعیت مالی خود را ارائه دهند و مالیات بر اساس این اطلاعات محاسبه می‌شود، در حالی که در مالیات تشخیصی، حوزه مالیاتی با توجه به تشخیص و اطلاعات موجود در سامانه، مالیات را تعیین می‌کند. شما می توانید برای آموزش عمیق تر مالیات به فیلم مالیات در صفحه مربوطه نیز مراجعه کنید. همچنین در صورت داشتن اعتراض به مالیات می توانید از خدمات مشاوره مالیاتی سایت راوی حساب استفاده کنید.

تحلیل مقاله با راوینکس

این مقاله را هوشمند تحلیل کن

پرامپت‌ها و حالت‌های تحلیل این بخش از پنل مدیریت راوینکس کنترل می‌شوند.

خودت را بیازما

۱۲ سوال از آزمون موضوع «دادرسی» — رایگان

سوال ۱ از ۱۲پاسخ درست: ۰
مراجع برون سازمان در خصوص حل و فصل اختلافات مالیاتی عبارتند از:
یک گزینه را انتخاب کن
پاسخنامهٔ کاملِ این ۱۲ سوال با پاسخ تشریحی
  1. ۱.
    مراجع برون سازمان در خصوص حل و فصل اختلافات مالیاتی عبارتند از:
    • الف)
      دفتر بازرسی عملکرد و رسیدگی به شکایات وزارت امور اقتصادی و دارایی
    • ب)
      دادگاه عمومی و انقلاب
    • ج)
      دیوان عدالت اداری هیات موضوع ماده ۲۵۱ مکرر ق.م.م
      پاسخ درست
    • د)
      سازمان بازرسی کل کشور شورای عالی مالیاتی
    پاسخ تشریحی:
    مراجع دادرسی مالیاتی به دو دسته درون‌سازمانی و برون‌سازمانی تقسیم می‌شوند؛ هیأت‌های حل اختلاف و شورای عالی مالیاتی که در دل سازمان امور مالیاتی فعالیت می‌کنند، درون‌سازمانی به شمار می‌آیند، اما مراجعی که خارج از ساختار سازمان به شکایات مالیاتی رسیدگی می‌کنند، برون‌سازمانی‌اند. دیوان عدالت اداری زیرمجموعه قوه قضائیه است و هیأت موضوع ماده ۲۵۱ مکرر با انتخاب و ارجاع وزیر امور اقتصادی و دارایی تشکیل می‌شود؛ هیچ‌یک بخشی از سازمان امور مالیاتی نیستند و به همین دلیل گزینه صحیح همین دو مرجع را در کنار هم آورده است. دفتر بازرسی وزارتخانه یا شورای عالی مالیاتی درون‌سازمانی‌اند و دادگاه عمومی و انقلاب صلاحیت رسیدگی به اختلاف مالیاتی ندارد، پس نادرست‌اند. نکته کاربردی: هرگاه مؤدی پس از قطعیت مالیات ادعای بی‌عدالتی داشته باشد، مسیر ماده ۲۵۱ مکرر و در نهایت دیوان عدالت اداری پیش روی اوست. مستند: ماده ۲۵۱ مکرر ق.م.م و قانون دیوان عدالت اداری.
  2. ۲.
    آرای قطعی هیئت‌های حل اختلاف موضوع کدام ماده قانونی زیر دارای ماخذ یا درآمد مشمول مالیات است؟
    • الف)
      ۱۶۱
    • ب)
      ۲۱۶
    • ج)
      ۲۴۲
    • د)
      ۲۴۴
      پاسخ درست
    پاسخ تشریحی:
    باید میان مراجعی که به اصل درآمد و مأخذ مالیات رسیدگی می‌کنند و مراجعی که تنها به شکایات اجرایی می‌پردازند تفکیک قائل شد. هیأت حل اختلاف مالیاتی موضوع ماده ۲۴۴ مرجع عام رسیدگی به اختلاف در تشخیص مالیات است و رأی آن مستقیماً ماخذ یا درآمد مشمول مالیات مؤدی را تعیین می‌کند، به همین سبب گزینه ۲۴۴ صحیح است. در مقابل، ماده ۲۱۶ صرفاً به شکایات ناشی از اقدامات اجرایی و عملیات وصول می‌پردازد و به تعیین درآمد مشمول مالیات نمی‌رسد؛ ماده ۲۴۲ به استرداد اضافه‌پرداختی و ماده ۱۶۱ به قرار تأمین مالیات مربوط است و هیچ‌کدام مأخذ درآمد را تعیین نمی‌کنند. نکته آموزشی: کلیدواژه «درآمد مشمول مالیات» شما را همواره به سمت ماده ۲۴۴ و رسیدگی ماهوی هدایت می‌کند، نه رسیدگی‌های اجرایی یا شکلی. مستند: ماده ۲۴۴ ق.م.م.
  3. ۳.
    هیات‌های حل اختلاف مالیاتی هیات رسیدگی به تخلفات اداری مالیاتی و شعب دیوان عدالت اداری به ترتیب چه نوع مراجع دادرسی مالیاتی به شمار می‌آیند؟
    • الف)
      مراجع اداری، انتظامی و قضایی
      پاسخ درست
    • ب)
      تنها مراجع درون سازمانی دادرسی مالیاتی
    • ج)
      تنها مراجع برون سازمانی دادرسی مالیاتی
    • د)
      تنها مراجع درون قوه‌ای زیر مجموعه قوه مجریه اند
    پاسخ تشریحی:
    مراجع دادرسی مالیاتی برحسب ماهیت و جایگاه سازمانی به سه گونه اداری، انتظامی و قضایی طبقه‌بندی می‌شوند. هیأت حل اختلاف مالیاتی مرجعی اداری است که به اختلاف میان مؤدی و سازمان در تعیین مالیات رسیدگی می‌کند؛ هیأت رسیدگی به تخلفات اداری، مرجعی انتظامی است که به تخلفات کارکنان می‌پردازد؛ و شعب دیوان عدالت اداری بخشی از قوه قضائیه و مرجعی قضایی‌اند. بنابراین ترتیب درست همان «اداری، انتظامی و قضایی» است. گزینه‌هایی که این سه را صرفاً درون‌سازمانی یا زیرمجموعه قوه مجریه معرفی می‌کنند نادرست‌اند، زیرا دیوان عدالت اداری اساساً در قوه قضائیه قرار دارد و نمی‌تواند درون‌سازمانی باشد. نکته آموزشی: تفاوت «اداری» و «انتظامی» را به خاطر بسپارید؛ اولی به اختلاف مالیاتی و دومی به تخلف مأمور رسیدگی می‌کند. مستند: ماده ۲۴۴ ق.م.م و قانون دیوان عدالت اداری.
  4. ۴.
    در سال ۱۴۰۲ حضور کدامیک از اعضای هیئت حل اختلاف مالیاتی برای رسمیت جلسات هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی الزامی است؟
    • الف)
      نماینده دادگستری که قاضی بازنشسته باشد
    • ب)
      نماینده تشکل‌های قانونی و مجامع صنفی و حرفه ای
    • ج)
      نماینده دادگستری نماینده سازمان امور مالیاتی کشور و نماینده بند ۳ ماده ۲۴۴
      پاسخ درست
    • د)
      نماینده سازمان امور مالیاتی کشور و قاضی بازنشسته که انشاء رای با وی می‌باشد.
    پاسخ تشریحی:
    هیأت حل اختلاف مالیاتی از سه عضو تشکیل می‌شود و رسمیت جلسه در گرو حضور هر سه عضو است. این سه عضو عبارت‌اند از نماینده سازمان امور مالیاتی، نماینده منتخب رئیس کل دادگستری استان (قاضی بازنشسته یا حقوق‌دان مطلع) و نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ که از اتاق‌ها، مجامع حرفه‌ای و تشکل‌های قانونی معرفی می‌شود. بر همین اساس گزینه‌ای صحیح است که حضور هر سه، یعنی نماینده دادگستری، نماینده سازمان و نماینده بند ۳، را الزامی می‌داند. گزینه‌هایی که تنها به یک یا دو عضو بسنده کرده‌اند نادرست‌اند، زیرا نبود هر عضو، جلسه را از رسمیت می‌اندازد. نکته آموزشی: پس از اصلاحات سال ۱۴۰۰، ترکیب هیأت همچنان سه‌نفره است و حضور کامل اعضا شرط اعتبار رأی است. مستند: ماده ۲۴۴ و تبصره ۱ آن.
  5. ۵.
    در ارتباط با حق انتخاب نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ ق.م.م و زمان اعلام آن از سوی مودی کدام گزینه صحیح است؟
    • الف)
      انتخاب شخص خاص مورد نظر مودی همزمان با تسلیم اعتراض به برگ تشخیص در مهلت قانونی
    • ب)
      انتخاب یکی از مراجع مقرر در بند مذکور همزمان با اعتراض به برگ تشخیص در مهلت قانونی
      پاسخ درست
    • ج)
      انتخاب شخص خاص مورد نظر مودی همزمان با اعتراض به برگ تشخیص با رای صادره هیات بدوی در مهلت قانونی (حسب مورد)
    • د)
      انتخاب یکی از مراجع مقرر در بند مذکور همزمان با اعتراض به برگ تشخیص مالیات با رای صادره هیات بدوی در مهلت مقرر (حسب مورد)
    پاسخ تشریحی:
    مؤدی حق دارد نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ را خود انتخاب کند، اما این حق مقید به زمان و نوع انتخاب است. قانون تصریح می‌کند مؤدی باید همزمان با اعتراض به برگ تشخیص و در مهلت قانونی، یکی از «مراجع» مقرر در بند ۳ را به‌عنوان نماینده خود معرفی نماید؛ یعنی انتخاب او محدود به گزینش یکی از آن مراجع است، نه یک شخص خاص. از این رو گزینه صحیح بر انتخاب «یکی از مراجع مقرر در بند مذکور همزمان با اعتراض به برگ تشخیص در مهلت قانونی» تأکید دارد. گزینه‌هایی که سخن از «شخص خاص مورد نظر مؤدی» می‌گویند نادرست‌اند، زیرا مؤدی مرجع را برمی‌گزیند و فرد نهایی از میان معرفی‌شدگان آن مرجع تعیین می‌شود. نکته آموزشی: از دست رفتن مهلت یا سکوت مؤدی، حق انتخاب را به سامانه واگذار می‌کند. مستند: ماده ۲۴۴ و بند ۳ آن.
  6. ۶.
    در صورتی که هیات حل اختلاف مالیاتی بدون حضور نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ ق.م.م تشکیل و منجر به صدور رای گردد؟
    • الف)
      چنانچه بعدا عضو مذکور اقدام به امضا پیشنویس رای نماید رای صادره فاقد ایراد می‌باشد.
    • ب)
      در صورتی که مودی رای صادره را بپذیرد ایرادی به آن مترتب نمی‌باشد .
    • ج)
      با امعان نظر به مقررات تبصره یک ماده ۲۴۴ ق.م.م رای محسوب نمی‌گردد
      پاسخ درست
    • د)
      تمامی موارد
    پاسخ تشریحی:
    رسمیت جلسه هیأت حل اختلاف مالیاتی منوط به حضور هر سه عضو، از جمله نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ است و رأی باید در همان ترکیب رسمی صادر شود. چنانچه هیأت بدون حضور این نماینده تشکیل شود و رأیی صادر گردد، آن رأی از اساس فاقد اعتبار است؛ زیرا شرط تشکیل قانونی جلسه محقق نشده و با عنایت به مقررات تبصره ۱ ماده ۲۴۴، اصولاً «رأی» محسوب نمی‌گردد. امضای بعدی عضو غایب یا پذیرش مؤدی نمی‌تواند این نقص بنیادین را جبران کند، پس گزینه‌های مبتنی بر تنفیذ بعدی نادرست‌اند. نکته آموزشی: تفاوت میان «رأی باطل» و «رأی غیرمعتبر از اساس» مهم است؛ نبود عضو الزامی، جلسه را از رسمیت انداخته و خروجی آن اصلاً رأی به‌شمار نمی‌آید. مستند: تبصره ۱ ماده ۲۴۴ ق.م.م.
  7. ۷.
    کدام مورد صحیح تر است؟
    • الف)
      عدم حضور مودی و نیز نماینده اداره امور مالیاتی در جلسه هیئت حل اختلاف مالیاتی مانع رسیدگی و صدور رای نخواهد شد.
      پاسخ درست
    • ب)
      عدم حضور مودی و نیز نماینده اداره امور مالیاتی در جلسه هیئت حل اختلاف مالیاتی مانع رسیدگی و صدور رای خواهد شد.
    • ج)
      عدم حضور نماینده اداره امور مالیاتی در جلسه هیئت حل اختلاف مالیاتی مانع رسیدگی و صدور رای نخواهد شد.
    • د)
      عدم حضور مودی در جلسه هیئت حل اختلاف مالیاتی مانع رسیدگی و صدور رای خواهد شد.
    پاسخ تشریحی:
    حضور یا غیاب طرفین در جلسه هیأت حل اختلاف مالیاتی مانع رسیدگی نیست؛ آنچه رسمیت جلسه را می‌سازد حضور اعضای هیأت است، نه حضور مؤدی یا مأمور مالیاتی. قانون‌گذار برای جلوگیری از تعطیل رسیدگی به سبب غیبت طرفین، مقرر کرده که عدم حضور مؤدی و نیز نماینده اداره امور مالیاتی مانع رسیدگی و صدور رأی نخواهد شد و هیأت با اتکا به محتویات پرونده تصمیم می‌گیرد. بنابراین گزینه‌ای که هر دو غیبت را بی‌اثر بر ادامه رسیدگی می‌داند صحیح است. گزینه‌هایی که غیبت مؤدی یا مأمور را موجب توقف رسیدگی می‌دانند نادرست‌اند. نکته آموزشی: مؤدی حق حضور و دفاع کتبی و شفاهی دارد، اما این حق است نه تکلیفی که نبودش روند را متوقف کند. مستند: ماده ۲۴۴ ق.م.م و آیین‌نامه دادرسی مالیاتی.
  8. ۸.
    در چه صورت نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ ق.م.م می‌تواند به انتخاب مودی باشد؟
    • الف)
      در صورتی که مودی همزمان با تسلیم اعتراض به برگ تشخیص در مهلت قانونی انتخاب خود را اعلام نماید.
      پاسخ درست
    • ب)
      در صورتی که مودی حداقل ده روز قبل از تشکیل هیات حل اختلاف مالیاتی انتخاب خود را اعلام نماید
    • ج)
      در صورتی که مودی در تاریخ برگزاری جلسه هیات انتخاب خود را اعلام نماید
    • د)
      در صورتی که برگ تشخیص مالیات در اجرای ماده ۲۰۸ ابلاغ شده باشد
    پاسخ تشریحی:
    اختیار مؤدی در انتخاب نماینده موضوع بند ۳ ماده ۲۴۴ مشروط به رعایت همزمانی با اعتراض و مهلت قانونی است. ماده ۲۴۴ تصریح می‌کند مؤدی «همزمان با اعتراض به برگ تشخیص یا مطالبه مالیات» یکی از مراجع بند ۳ را به‌عنوان نماینده خود معرفی می‌نماید؛ بنابراین تنها در صورتی نماینده به انتخاب مؤدی خواهد بود که این معرفی همزمان با تسلیم اعتراض و در مهلت قانونی صورت گیرد. اعلام انتخاب در روز جلسه یا ده روز پیش از آن، فاقد اثر است و در این حالت انتخاب نماینده به‌صورت تصادفی از طریق سامانه انجام می‌شود. همچنین ابلاغ قانونی برگ تشخیص در اجرای ماده ۲۰۸ حق انتخاب را ساقط می‌کند. نکته آموزشی: کلید موضوع، قید «همزمانی» است؛ تأخیر یا سکوت مؤدی، اختیار را به سامانه منتقل می‌کند. مستند: ماده ۲۴۴ ق.م.م، بند ۳.
  9. ۹.
    ............ نباید سابقه هیچ گونه اظهار نظری در مقام یکی از ماموران مالیاتی راجع به پرونده مودی داشته باشند.
    • الف)
      اعضاء هیات‌های حل اختلاف مالیاتی بدوی و مجریان قرار مرحله مزبور
    • ب)
      اعضاء هیات‌های حل اختلاف مالیاتی تجدید نظر و مجریان قرار مرحله مزبور
    • ج)
      اعضاء هیات‌های حل اختلاف بدوی و تجدید نظر
    • د)
      اعضاء هیات‌های حل اختلاف مالیاتی و مجریان قرار
      پاسخ درست
    پاسخ تشریحی:
    اصل بی‌طرفی ایجاب می‌کند کسی که پیش‌تر در مقام مأمور مالیاتی درباره پرونده مؤدی اظهارنظر کرده، در مرجع رسیدگی به همان پرونده نقش تصمیم‌گیر نداشته باشد. این ممنوعیت اختصاص به مرحله بدوی یا تجدیدنظر ندارد و شامل تمام اعضای هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی و نیز مجریان قرار می‌شود؛ زیرا مجری قرار نیز باید بی‌طرف باشد و پیش‌داوری او اعتبار قرار را مخدوش می‌کند. از این رو گزینه صحیح، دامنه را به «اعضای هیأت‌های حل اختلاف مالیاتی و مجریان قرار» گسترش داده است. گزینه‌هایی که موضوع را تنها به بدوی یا تجدیدنظر محدود می‌کنند نادرست‌اند، چون دایره ممنوعیت را ناقص ترسیم کرده‌اند. نکته آموزشی: پیشینه اظهارنظر در مقام مأمور، موجب ردّ صلاحیت برای رسیدگی یا اجرای قرار در همان پرونده است. مستند: آیین‌نامه دادرسی مالیاتی موضوع ماده ۲۴۴ ق.م.م و تبصره ۲ ماده ۲۴۷ ق.م.م.
  10. ۱۰.
    انتخاب اعضای هیئت‌های حل اختلاف مالیاتی موضوع بندهای ۱ و ۲ و ۳ در مواردی که در شهرستان مدنظر بیشتر از یک نفر وجود داشته باشد چگونه انتخاب می‌شود؟ (مشاوران مالیاتی ۱۴۰۳)
    • الف)
      توسط مدیر دادرسی مالیاتی هر شهرستان
    • ب)
      به صورت تصادفی توسط سامانه دادرسی مالیاتی
      پاسخ درست
    • ج)
      توسط رئیس کل دادگستری هر استان
    • د)
      توسط رئیس مرکز دادرسی مالیاتی
    پاسخ تشریحی:
    برای تضمین بی‌طرفی و جلوگیری از اعمال نفوذ، قانون‌گذار انتخاب اعضای هیأت را از حالت گزینش دستی خارج کرده است. مطابق تبصره ۵ ماده ۲۴۴، اسامی افراد معرفی‌شده برای بندهای ۱، ۲ و ۳ در سامانه‌ای متمرکز درج می‌شود و هرگاه در شهرستان مورد نظر بیش از یک نفر واجد شرایط وجود داشته باشد، انتخاب برای هر پرونده به‌صورت تصادفی توسط همان سامانه انجام می‌گیرد. بنابراین گزینه صحیح «به‌صورت تصادفی توسط سامانه دادرسی مالیاتی» است. انتخاب توسط مدیر دادرسی، رئیس کل دادگستری استان یا رئیس مرکز دادرسی نادرست است، زیرا دخالت انسانی در گزینش عضو پرونده را حذف کرده‌اند. نکته آموزشی: این سازوکار تصادفی مستقیماً زیر نظر رئیس کل سازمان مدیریت می‌شود و هدف آن استقلال و شفافیت رسیدگی است. مستند: تبصره ۵ ماده ۲۴۴ ق.م.م.
  11. ۱۱.
    کدام مورد صحیح نیست؟
    • الف)
      در صورتی که پس از ابطال تمبر تعقیب دعوی به وکیل دیگری واگذار شود وکیل جدید مکلف به ابطال تمبر روی وکالت نامه مربوط نخواهد بود.
    • ب)
      در مورد وکالت‌های مربوط به دعاوی و اختلافات مالی که در مراجع مالیاتی رسیدگی و حل و فصل می‌شوند و از طرف وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و شرکت‌های دولتی و شهرداریها و مؤسسات وابسته به دولت و شهرداری‌ها ارجاع شده اند، احتیاجی به ابطال تمبر نیست.
    • ج)
      وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و شرکت‌های دولتی و شهرداریها و مؤسسات وابسته به دولت و شهرداریها مکلف هستند از بابت وجوهی که بابت حق الوکاله به وکلا پرداخت می‌کنند، ٪۵ آن را کسر و بابت مالیات علی الحساب وکیل، تا پایان ماه بعد به اداره امور مالیاتی محل پرداخت کنند.
    • د)
      وزارتخانه‌ها و مؤسسات دولتی و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها و مؤسسات وابسته به دولت و شهرداری‌ها مکلف هستند از بابت وجوهی که بابت حق الوکاله به وکلا پرداخت می‌کنند ۳۰٪ آن را کسر و بابت مالیات علی الحساب وکیل تا پایان ماه بعد به اداره امور مالیاتی محل پرداخت کنند.
      پاسخ درست
    پاسخ تشریحی:
    طبق تبصره ۲ ماده ۱۰۳، وزارتخانه‌ها، مؤسسات و شرکت‌های دولتی و شهرداری‌ها مکلف‌اند از وجوه پرداختی بابت حق‌الوکاله به وکلا، تنها پنج درصد را کسر و به‌عنوان علی‌الحساب مالیاتی وکیل تا پایان ماه بعد به اداره امور مالیاتی بپردازند. پرسش از گزینه نادرست است و گزینه‌ای که این نرخ را سی درصد اعلام کرده، خلاف صریح قانون و در نتیجه پاسخ صحیح این سؤال است. سایر گزینه‌ها، از جمله بی‌نیازی از ابطال تمبر در وکالت‌های ارجاعی دستگاه‌های دولتی و معافیت وکیل جدید از ابطال مجدد تمبر، همگی با متن ماده ۱۰۳ و تبصره‌های آن منطبق‌اند. نکته آموزشی: عدد کلیدی این ماده «پنج درصد» است؛ هر گزینه‌ای که رقم دیگری مانند سی درصد ارائه دهد، نشانه گزینه نادرست است. مستند: ماده ۱۰۳ ق.م.م و تبصره ۲ آن.
  12. ۱۲.
    در صورتی که تاریخ برگزاری جلسه هیات حل اختلاف مالیاتی بدوی ۱۴۰۰/۰۷/۳۰ باشد اداره امور مالیاتی مکلف است برگ دعوت به هیات حل اختلاف مالیاتی را حداکثر تا چه تاریخی به مودی ابلاغ می‌شود؟
    • الف)
      ۱۴۰۰.۰۷.۲۰
    • ب)
      ۱۴۰۰.۰۷.۱۹
      پاسخ درست
    • ج)
      ۱۴۰۰.۰۷.۱۸
    • د)
      ۱۴۰۰.۰۶.۳۰
    پاسخ تشریحی:
    فاصله زمانی میان ابلاغ دعوت به مؤدی و تاریخ تشکیل جلسه هیأت باید به‌گونه‌ای باشد که مؤدی فرصت کافی برای آماده‌سازی دفاع داشته باشد؛ این فاصله دست‌کم ده روز است. با فرض برگزاری جلسه هیأت بدوی در ۳۰/۰۷/۱۴۰۰، اداره امور مالیاتی مکلف است برگ دعوت را حداکثر تا ۱۹/۰۷/۱۴۰۰ ابلاغ کند تا حداقل فاصله مقرر رعایت شود. بنابراین گزینه ۱۹/۰۷/۱۴۰۰ صحیح است. تاریخ ۲۰/۰۷ فاصله لازم را تأمین نمی‌کند و تاریخ‌های دیرتر نیز حق دفاع مؤدی را تضییع می‌کنند. نکته آموزشی: در محاسبه این مهلت، روز ابلاغ و روز جلسه معمولاً از شمار ده روز خارج می‌شوند، پس باید تاریخ ابلاغ را کمی زودتر در نظر گرفت تا فاصله کامل ده روز حاصل شود. مستند: ماده ۲۴۴ ق.م.م و آیین‌نامه دادرسی مالیاتی.

نظرات

2
پ
پشتیبان سایت۴ خرداد ۱۴۰۴

ممنون از اینکه نظرتون رو اعلام کردین. در مواردی مودی میتونه به درامد ابرازی اعتراض کنه و همون مبلغ رو هم تعدیل کنه

م
مهمان۴ خرداد ۱۴۰۴

مالیات ابرازی یعنی خود مودی ابراز کرده و قطعی است و هنگام تسلیم اظهارنامه باید پرداخت یا ترتیب پرداخت آن را بدهد در غیر اینصورت به واحد وصول و اجرا ارسال و از طریق عملیات اجرایی وصول میشود